نقد وهابیتویژه ها

شباهت بسیار زیاد وهابیون با کمونیست‌ها

شباهت بسیار زیاد وهابیون با کمونیست‌ها

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ وهابیون از هیچ توهینی نسبت به مخالفانشان و علمای دین، کوتاهی نمی‌کنند. به عنوان مثال ابن تیمیه، هر فقیهی را که مخالف با دیدگه او، نظر و فتوایی می‌داد، به الاغ تشبیه می‌کرد. این شخص جاهل، فخر رازی، غزالی و…. را که از علمای اهل سنت می‌باشند، جوجه‌های هندوها می‌خواند. او هرگاه از علامه حلی (یکی از علما و دانشمندان معروف شیعه) یاد می‌شد، او را «ابن المنجس» می‌خواند.[۱]

وهابیون نه‌تنها اهل توهین هستند، بلکه دستور به قتل مسلمانان را (به تبعیت از ابن تیمیه جاهل) نیز صادر می‌کنند. ابن تیمیه در کتاب خود می‌گوید: «هرکس کنار قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) یا یکى از افراد صالح بیاید و از آنان حاجت بخواهد، مشرک است؛ پس واجب است چنین شخصى را وادار به توبه کنند و اگر توبه نکرد، باید کشته شود».[۲]

عبدالعزیز بن سعود، یکی از ارادتمندان محمد بن عبدالوهاب، در یکی از سخنرانی‌های خود، مواضع احمقانه خود را چنین اعلام می‌کند: «ما باید همه شهرها و آبادی‌‌ها را به تصرف خود درآوریم و احکام و عقاید خود را به آنان بیاموزیم. برای تحقق بخشیدن به این آرزو، ناگزیریم که عالمان اهل سنت را که مدعی پیروی از سنت سنیه نبویه و شریعت محمدیه هستند، از روی زمین برداریم. به‌عبارت دیگر مشرکانی که خود را به‌عنوان اهل‌سنت قلمداد می‌کنند، از دم شمشیر بگذرانیم و به‌ویژه علمای سرشناس و مورد توجه را، زیرا تا این‌ها زنده هستند، هم‌کیشان ما روی خوشی نخواهند دید. از این رهگذر، باید اول کسانی را که به صورت عالم خودنمایی می‌کنند، ریشه‌کن نمود، سپس بغداد را تصرف کرد.»[۳]

آیا این برخورد غیر معقول و غیر انسانی وهابیون با علمای دین و دیگر مسلمانان از انحراف اعتقادی و بدعت عملی آنان حکایت نمی‌کند؟ این فرقه با چه معیار عقلی و شرعی توهین به علمای اسلام و قتل آنان را مباح می‌دانند؟ به‌راستی بین وهابیان و کمونیست‌ها چه شباهت زیادی وجود دارد، هر دو اسلام و عالمان دینی را مانع پیشرفت خود می‌دانند و هر دو فرقه تمام تلاش خود را برای از بین بردن عالمان دین و دیگر مسلمانان می‌کنند.

اگر این جاهلان اهل منطق باشند، پی‌ می‌برند که اسلام، برای پیشرفت و گسترش خود، نیازی به کشتار و خون‌ریزی و خشونت ندارد. قرآن در آیه‌ای می‌فرماید: «ادْعُ إِلى‏ سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدین.‏[نحل/۱۲۶] با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آن‌ها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر مى‏‌داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایت ‏یافتگان داناتر است‏.»

بله! به‌راستی اسلام دین منطق و عقل است، اما این جاهلان وهابی، در پیاده کردن اسلام واقعی، به گمراهی رفته‌اند و پرده جهل و غفلت بر روی چشم آنان افتاده است، لذا حقیقت را نمی‌بینند.

پی‌نوشت:

[۱]. علامه حلی، نهج الحق و کشف الصدق، ناشر: عاشوراء، مکان چاپ: مشهد، سال چاپ: ۱۳۷۹ش‏، ص: ۲۶
[۲]. «حکم من یأتی إلى قبر نبی أو صالح ویسأله ویستنجد به، وأما من یأتی إلى قبر نبی أو صالح، أو من یعتقد فیه أنه قبر نبی أو رجل صالح ولیس کذلک، ویسأله ویستنجده فهذا على ثلاث درجات: إحداها : أن یسأله حاجته مثل أن یسأله أن یزیل مرضه، أو مرض دوابه، أو یقضی دینه، أو ینتقم له من عدوه، أو یعافی نفسه وأهله ودوابه، ونحو ذلک مما لا یقدر علیه إلا الله عز وجل: فهذا شرک صریح، یجب أن یستتاب صاحبه فإن تاب وإلا قتل).» ابن تیمیه، زیاره القبور والاستنجاد بالمقبور، الناشر: دار طیبه، الریاض، المملکه العربیه السعودیه، ج۱ ص ۱۸
[۳]. ضیایی، کالبدشناسی عقاید وهابیت، مشخصات نشر: تهران: نشر مشعر، ۱۳۹۰، ص ۲۲۹

دکمه بازگشت به بالا