خانه / مذهبی / عقاید / امامت / دیگر معصومین / اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه
کد مطلب:70288

اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه


اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه

اشعار ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)

 

امشب نشسته ام بنویسم ترانه ها

از باغ از بهار من از مادرانه ها

از دست پُر امیدم و تسبیح دانه ها

از این دلی که پر زده از آشیانه ها

شکرش میان این همه سر سروری شدیم

مانند یازده پسرش مادری شدیم

آیینه ای گرفته خدا در برابرش

خورشیدی از تمامی انوار انورش

امشب خدا نشسته خدا با پیمبرش

امشب پدر رسیده به دیدار مادرش

تعظیم تو به او نه که بر هست واجب است

از این به بعد بوسه بر این دست واجب است

تا مه کرده نام شما قیل و قال را

پیدا نموده با تو کرامت کمال را

گم کرده عقل پیش شکوهت خیال را

پنهان جمال کردی پیدا جلال را

هر چند کار توست که پیغمبری کنی

تو آمدی که پای علی حیدری کنی

این باغ ها معطر زهراست یا علی

این موج موج کوثر زهراست یا علی

آری تمام باور زهراست یا علی

نام تو نام دیگر زهراست یا علی

آغاز آفرینش از آغاز فاطمه است

یعنی علی حقیقت اعجاز فاطمه است

خورشید زیر پای تو خشت محقریست

کار نگاه چشم شما ذره پروریست

خاک حسینیه شدنم لطف مادریست

خانم تمام حرف من این بیت آذریست

“بنیانگذار مکتب غیرتدی فاطمه

عباسَ درس معرفت اُورگدی فاطمه”

عمریست تا به لطف تو زنجیر می شویم

با بوی نان تازه نمک گیر می شویم

باز از تنور روشن تو سیر می شویم

شکرش ! کنار خانه تو پیر می شویم

در روضه باز چایی دم کرده ی تو بود

این لطف ، لطف دست وَرم کرده ی تو بود

خانم میان صحن رضا نام تو بس است

پای ضریح وقت شفا نام تو بس است

پایین پا به جای دعا نام تو بس است

دردی مگر برای دوا نام تو بس است

نام تو بر لبم دم باب الجواد بود

فیض تو بود از سر من هم زیاد بود

آواره ایم پای شما خوش بحال ما

مشمول هر دعای شما خوش بحال ما

پروانه ی عزای شما خوش بحال ما

مجنون کربلای شما خوش بحال ما

آهی بکش که سینه ی ما کربلایی است

تا یاد توست حال دلم مجتبایی است

می خواست حامی مادر شود نشد

مرهم برای زخم کبوتر شود نشد

تا مانع هجوم ستمگر شود نشد

شاید به جای روی تو پرپر شود نشد

ای وای من که برگ گلی ضرب شست خورد

ضربی ز روی و ضربه ای از پشت دست خورد

حسن لطفی 

 

مولودی ولادت حضرت فاطمه زهرا, اشعار میلاد حضرت فاطمه زهرا

 شعرهای ولادت حضرت زهرا(س)

 

دل من امشب خدایا تو مدینه خونه کرده

برای میلاد زهرا خودش و گلخونه کرده

نه که یک بار صد هزار بار می‌گم مجنون مادرم

نه که امشب صد هزار شب می‌گم مهمون مادرم

یا زهرا مولاتی ای مادرِ ثارالله

یا زهرا مولاتی اشفعی لنا عندالله

 

شب میلادش که می‌شه همه عالم غرقِ نوره

رسول الله مست شوره، علی مولا در سروره

همه دلها، همه لبها، در ذکر یارب یاربّه

این بانو، این مادر، عشق حسین و زینبه

یا زهرا مولاتی ای مادرِ ثارالله

یا زهرا مولاتی اشفعی لنا عندالله

 

می‌نویسم روی قلبم، مقیمِ کوی مدینه

می‌فرستم من سلامی، سوی بانوی مدینه

همه فکرم، همه ذکرم، همیشه در خیالمه

توی قلبم، مثِ مادر، دوستش دارم یه عالمه

یا زهرا مولاتی ای مادرِ ثارالله

یا زهرا مولاتی اشفعی لنا عندالله

حسن ثابت جو

 

 مولودی ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)

 

جمادى غرق شادى بود آنشب

بشارت را منادى بود آنشب

خدا را شهر مکه ، شهر قرآن

به تایید قضا شد نور باران

 

حرم سر تا قدم شور و شعف بود

شکوه راز خلقت را هدف بود

منا و مروه اذینى دگر داشت

خم گیسوى شب چینى دگر داشت

 

کمان رکن را تیرى دگر بود

صفا را سعى و تکبیرى دگر بود

مقام از بى مقامى داد مى زد

شرر بر کاخ استبداد مى زد

 

شفق ، شعر طلوع فجر مى خواند

حدیث ایه هاى قدر میخواند

فلق معراج شب را ساز مى کرد

گره از کار رجعت باز میکرد

 

سحر سوداگر شور و طرب بود

طرب چشم انتظار مرگ شب بود

قمر گیسوى خود را تاب میداد

قضا لوح قدر را اب میداد

 

سپیده اخم خود را باز میکرد

افق را سینه چاک ناز مى کرد

موذن دم بدم تکبیر میگفت

به ما از ایه تطهیر میگفت

 

غلم بر قاف شب کوبید خورشید

مى از جام فلق نوشید خورشید

زمین ابستن نص علق بود

زمان ائینه دار لطف حق بود

 

وجود واجب استاد هستى

تجلى کرد در ابعاد هستى

خدیجه تا زهستى نیست گردید

ز هستى نمره او بیست گردید

 

به روز بیست از ماه جمادى

ندا برخاست از ناى منادى

خدیجه ثروت خود را فدا کرد

فنا شد و ز فناکسب بقا کرد

 

ز کارش موشکافى کرد خالق

گذشتش را تلافى کرد خالق

در رحمت به رویش نیز واکرد

به او زهراى اطهر را عطا کرد

 

طریقت را دلیل راه آمد

حقیقت را تجلیگاه آمد

شریعت صورت و معناست زهرا

حقیقت قطره و دریاست زهرا

 

چه زهرائى که هستى هست . مستش

کلید هستى عالم بدستش

چه زهرائى ، على را پاک همسر

که مادر هست بر شبیر و شبر

 

پدر او را نه ختم مرسلین است

که او بر خاتم خاتم نگین است

خدا را شاهکار خلقت آمد

که بر اسرار هستى علت آمد

 

شکوفا شد به امر وحى سرمد

گل بى خار گلزار محمد

به مدح او قلم درمانده گردد

به وصفش واژه ها شرمنده گردد

 

ورا ذرات عالم مى شناسند

زادم تا به خاتم مى شناسند

نه تنها دم زند ادم ز وصفش

زند دم خالق اعظم ز وصفش

 

شکوه رمز یا زهراست زهرا

قرار نوح در دریاست زهرا

به زهرا تا توسل کرد آتش

به ابراهیم حق شد سرد آتش

 

چه نامش برد موسى ، موسوى شد

کلیم حق ز فیض معنوى شد

مسیحازد چو بر دامان او دست

گسست از فرش دل ، در عرش بنشست

 

بلى صدیقه کبرى است زهرا

قرار کل ما فیهاست ، زهرا

 شفاعت در جزا پابست زهراست

نجات ما همه در دست زهراست

 

مولودی ولادت حضرت فاطمه زهرا, اشعار میلاد حضرت فاطمه زهرا

اشعار میلاد حضرت فاطمه زهرا (س)

 

بر دو عالم مژده بادا بهرِ قرآن کوثر آمد

بر پیمبر از خداوند بهرِ یاری دختر آمد

بر نبی بادا مبارک

مادرِ پیغمبر آمد

گشته روشن چشم حیدر

چون که او را یاور آمد

حضرت زهرا خوش آمد

 

بارِ دیگر رحمتِ حق سوی عالم جلوه گر شد

در قلوب فاطمیون عشق زهرا شعله ور شد

چون پیمبر فخر عالم

نخلِ عمرش پر ثمر شد

آسمانِ نه فلک هم

غرق نورِ این گوهر شد

حضرت زهرا خوش آمد 

 

آسمانِ شهرِ مکه شامِ تیرگی سر آمد

حامیِ دین، عشقِ حیدر، به ولایت یاور آمد

صبح صادق رخ عیان کرد

شمس پاکی‌ها بر آمد

غرق شادی قلبِ احمد

چون نبی را مادر آمد

حضرت زهرا خوش آمد 

حسن ثابت جو

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

ارسال به هم میهنهم میهن

درباره ی کلیپ سرا

کانال تلگرام سایت: https://telegram.me/danakadeh

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *